رفتی، ولی هنوز صدامو داری

هر جا که می‌رم، باهامی، بیداری

تو خاک خوابیدی، ولی قلب من

هر شب صدات رو می‌شنوه، بیدل‌داری

سالگردته، اما انگار همین

دیروز بود که رفتی از این زمین

عکسات هنوز لبخند می‌زنن،

اشکام ولی پنهونه، آروم و کمین

کاش می‌تونستم یه بار دیگه

دستاتو بگیرم، بگم: "نرو دیگه"

کاش می‌نشستی، کنارم، همون

بازی کنیم، بخندیم، مثل قدیـم

تو نیستی، اما توی خاطره‌ها

صد بار زنده می‌شی، بین گریه‌هام

تو نور چراغ شب‌های منی

برادرم، عشقم، تموم دنیا‌م...

غزل شیروانی